تبليغاتX
مــــهــــدی عشق مـــن ...
مصمم در جستجوی موعود ادیان ....
                                  

                         به علت امتحانات دانشگاه وبلاگ آپ نمیشود

 

 

                           



لينك ثابت نوشته شده در 87/03/31ساعت 18:53 توسط ..::محمد مهدی::..

      یک نفر فردا زمین را نور باران میکند...

                                                    مهدی ما تا ابد پنهان نمیماند عزیز...

 

            



لينك ثابت نوشته شده در 87/03/28ساعت 11:1 توسط ..::محمد مهدی::..

              وبلاگ هر سه روز یک بار به روز میشود

                         برای اطلاع از تغییرات و به روز رسانی در خبر نامه عضو شوید

                                             بانظراتتان مرا راهنمایی بفرمایید

 

   

آمار بازديد در 6 ماه گذشته
ماه تعداد بازديد درصد
خرداد 1387 700 34.9 %
ارديبهشت 1387 641 31.9 %
فروردين 1387 337 16.8 %
اسفند 1386 242 12 %
بهمن 1386 47 2.3 %
دي 1386 38 1.8 %

 

 

مطمئنا با نظرات سازنده تر مرا در این میدان نبرد تنها نخواهید گذاشت

 

                                

                                                    با تشکر

                                                  حقیر و خادم امام زمان  مدیریت وبلاگ

                                                                                        محمد مهدی

         



لينك ثابت نوشته شده در 87/03/26ساعت 22:42 توسط ..::محمد مهدی::..

                    حضرت آیت الله العظمی صافی برای تعظیم مقام شیعه

در روز شهادت حضرت زهرا با وجود حال نا مساعد خویش از دفتر خود تا حرم مطهر

                                حضرت معصومه را با پای پیاده رفتند

 

     

 

                        

                        

 

 



لينك ثابت نوشته شده در 87/03/19ساعت 15:35 توسط ..::محمد مهدی::..

    

                                      جمعه ای باز رسید ...


چقدر انتظار کشیدیم ؟؟  کم ...؟  زیاد ... ؟ یا اصلا یاد اماممون نبودیم ...؟


یادمان باشد بهترین اعمال انتظار فرج است ...
خوشا به حالت ای دوست ... 

 

 

         



لينك ثابت نوشته شده در 87/03/17ساعت 0:50 توسط ..::محمد مهدی::..

بسم الله الرحمن الرحیم

 نامه دختر شهيد محمد ناصري به پدر شهيدش

حتما دانلودش کنید (right کلیک و save as )

من متن نامرو هم گذاشتم ... اینو بخونید بعد از خوندن یا گوش دادن

که بهتره گوش بدید پست بعدیو بخونید ... نظر و ارسال برای دیگران

یادتون نره ...

نامه ای به پدر شهیدم محمد ناصر ناصری

بابا جان، باز سلام، ای پدر جان منم زهرایت، دختر کوچک تو، ای امید من ای شادی تنهایی من، به خدا این صدمین نامه بود، از چه رویی جوابم ندهی، یاد داری که دم رفتن تو، دامنت بگرفتم، من به تو می گفتم، پدر این بار مرو، پدر این بار مرو، من همان روز بله فهمیدم، سفرت طولانیست، از چه رو ای پدرم، تو به این چشم ترم هیچ توجه نکنی، به خدا خسته شدم، به خدا خسته شدم، به خدا قلب من آزرده شده، چند سال است که من منتظرم، هر صدایی که ز در می آید،  پابرهنه، همچو مرغی مجروح، سوی در تاخته ام، من و داداش رضا، بر سر عکس تو دعوا داریم، او فقط عکس تو را دیده پدر، با جمال تو سخن می گوید، مادرم از تو برایش گفته، او فقط بوی پدر را ز لباسش دارد، بس که پیراهن تو بوییده، بس که در حال دعا روی سجاده تو اشک فشان نالیده، طاقتش رفته دگر، پای او سست شده، دل او بشکسته، به خدا خسته شدیم، به خدا خسته شدیم، پدرم گر تو بیایی به خدا، من ز تو هیچ تقاضا نکنم، لحظه ای از پیشت، جای دیگر نروم، هرچه دستور دهی، من بلافاصله انجام دهم، همه دم بر رخ ماه و قدمت بوسه زنم، جان زهرا برگرد، جان زهرا برگرد، دائماً می گویم، مادرم، هر که رفته است سفر برگشته، پدر دوست من، پدر همسایه، پدران دیگر، پس چرا او سفرش طولانیست، او کجا رفته مگر، او که هرگز دل بی مهر نداشت، او که هر روز مرا می بوسید، او که می گفت برایش به خدا، دوری از ما سخت است، پس چرا دیر نمود، آری من می دانم، که چرا غمگین است، علت تأخیرش، من فقط می دانم، آخر آن موقع ها، حرف قرآن و خدا و دین بود، کربلا بود و هزاران عاشق، همه مسئولین، چون رجایی و بهشتی بودند، حرف یکرنگی بود، ظاهر و باطن افراد ز هم فرق نداشت، صحبت از تقوا بود، همه جا زیبا بود، خاک هم بوی شهادت می داد، جای رقص و آواز، همه جا صوت دعا می آمد، کوچه ها راست و مردم همه راست، همگی رو به خدا، همه خط ها روشن، خوب و خوانا بودند، حرف از ایمان بود، حرف از تقوا بود، اما امروز پدر، درد دل بسیار است، همه ی آنچه به من می گفتی، رنگ دیگر دارد، یا بسی کمرنگ است، من که می ترسم تنها به خیابان بروم، مادرم می ترسد، او به من می گوید، در خیابان خطر است، بر سر بعضی ها، چادری پیدا نیست، مویشان بیرون است، همه عینک دارند، به نظر می آید، چشمشان معیوب است، راهشان پیدا نیست، خط کج گشته هنر، بی هنر ها همگی خوب و هنرمند شدند، کج روی محبوب است، در مجالس و سخنرا نی ها، جای زیبای شهیدان خالی است، یا اگر هست از آن بوی ریا می آید، نامهای شهدا سر از روی اماکن همه بر می دارند، از دل غمزده ما همگی بی خبرند، یا نه بهتر گویم، بر روی اشک یتیمان شهید، جنگ شادی دارند، سرقت مال عمومی هنر است، حرف از آزادی است، حرف از رابطه با آمریکاست، آری من می دانم، علت غصه و اندوه تو بابا این است، پدرم من این بار، می نویسم که اگر بازگشتن ز برایت سخت است، ما بیاییم برت، تو فقط آدرست را بنویس، در کجا منزل توست، مادرم می داند، او به من می گوید، پدرت پیش خداست، در بهشتی زیبا، با همه همسفرانش آنجاست، خانه اش هم زیباست، حضرت خامنه ای هم می گفت، دخترم غصه نخور، پدرت خندان است، دوستت می دارد، تو اگر گریه کنی، پدرت هم به خدا می گرید، همه شب لحظه ی خواب، پدرت می آید، صورتت می بوسد، دست بر روی سرت می کشد او، من از آن لحظه دگر، شاد و خوشحال شدم، از خدا می خواهم، تا که جان در تنم است، تا حیاتی باقی است، رهبرم چون پدری بر سر من زنده بود، چهره زیبایش، چون جمال مه تو، شاد و پرخنده بود، من به تو قول دهم، که دگر از این پس، این همه اشک غم از دیده نریزم بابا، همچو مادر دیگر، از فراق رویت، نیمه شب نوحه و زاری نکنم، تو فقط ای پدرم، از خدایت بطلب، که من و مادر واین امت اسلامی ما، همگی چون تو پدر، راه ما راه شهیدان باشد، دائماً بر سر ما، سایه رهبر و قرآن باشد، پدرم خندان باش، من به تو مفتخرم، من به تو مفتخرم



لينك ثابت نوشته شده در 87/03/12ساعت 15:6 توسط ..::محمد مهدی::..

 

          اعوذ بالله من نفسی ...    پناه می برم بر خدا از نفسم ... 

 

                        

 

سلام

داشتم تو اینترنت می گشتم که به یه کلیپ صوتی برخوردم ...

آهای مردم ... ما داریم با خودمون چی کار می کنیم ؟ اگه به خدا اعتقاد دارین به همون خدا قسم

 این رسمش نیست ها .اگه به معاد و قیامت اعتقاد دارین باید اونجا جوابگو باشیم ها ...

 بعد از شهدا چه کردیم؟

 اونا رفتن که ما بمانیم! اما نه با این وضعیت! اما نه اینکه اونا فراموش بشن!

 نه اینکه هر وقت حرف شهدا میشه بگیم عصر و دوره این چیزا تموم شده 

 بگیم اعصابمون ضعیف هست! بیایین یکم فکر کنیم ... فقط یه ذره ...

امام زمان چی داره به سر کشورمون میاد ...

کاش می دونیستید که با اشک دارم این ست رو می نویسم ...

چرا دلهامون سنگ شده؟

به خودمون چی کار کردیم؟

با بچه هامون چی کار داریم می کنیم؟ با نسلمون ؟

                          

 

چرا باید زنان و دختران ما کارشون به اینجا بکشه که بشن آلت دست مردان کثیف و بی غیرت ؟

چرا دختران مااین جمله رو درک نمی کنند که حجاب صدفی است برای مروارید  ...

مگر نه اینکه خدا با قرار دادن حجاب مقام زن را بالا برد؟

چرا ؟

 چرا باید مردان ما اینقدر سست اراده باشند و با چشمان خود مشوقی باشند برای زنان شیطان نما !

آخه چرا هیچکی نمی خواد اینو درک کنه که شهدا برای دین جنگیدن و خون دادن ؟

چرا هیچ کی فکر نمی کنه که همه اون مردان واقعی به خاطر ناموس جون دادن؟

اما مردان حالا ...

به خدا امام زمان قهرش می گیره ... دعامون مستجاب نمی شه ...

روح که آلوده بشه دیگه به این سادگیا نمیشه پاکش کردا ...

چرا به جای دعا و نیایش و مناجات ...

چرا به جای حضور در مساجد ...

چرا به جای داشتن عفت و حیا وغیرت ...

چرا ...

استاد شهيد مرتضى مطهرى در اين زمينه مى‏نويسد

»روح بشر فوق العاده تحريك‏پذير است، اشتباه است كه گمان مى‏كنيم تحريك پذيرى

روح بشر محدود به حد خاصى است و از آن پس آرام مى‏گيرد، همان‏طور كه بشر در

ناحيه ثروت و مقام از تصاحب ثروت و از تملك جاه و مقام سير نمى‏شود و اشباع

نمى‏گردد، در امور جنسى نيز چنين است. هيچ مردى از تصاحب زيبا رويان، و هيچ

زنى از متوجه كردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالاخره هيچ دلى از هوس سير

نمى‏شود. از طرفى تقاضاى نامحدود خواه ناخواه انجام ناشدنى است و هميشه

مقرون است با نوعى احساس محروميت و دست نيافتن به آرزوها كه به نوبه‏ى خود

منجر به اختلالات روحى و بيمارى‏هاى روانى مى‏گردد. چرا در دنياى غرب اين همه

بيمارى‏هاى روانى زياد شده است؟ علتش آزادى اخلاقى جنسى و تحريكات فراوان

سكسى است كه به وسيله جرايد و مجلات و سينماها و تئاترها و محافل و مجالس

رسمى و غيررسمى انجام مى‏شود

                                    حتما ادامه مطلب را بخونید ...

 

 


ادامه مطلب


لينك ثابت نوشته شده در 87/03/12ساعت 14:49 توسط ..::محمد مهدی::..

امام زين العابدين نيز درباب منتظران، چنين فرموده اند: اي ابوخالد! مردماني كه در روزگار

غيبت بسر مي برند و معتقد و منتظرند، از مردمان همه زمان ها افضلند، زيرا كه خداي متعال

به آنان خرد و فهم و معرفتي داده است كه غيبت امام براي آنان مانند حضور است



اینم چندتا شاخه گل تقدیم به عاشقان گل نرگس



لينك ثابت نوشته شده در 87/03/11ساعت 22:18 توسط ..::محمد مهدی::..

چند تا مناجات گذاشتم ...

دانلود نکنید ضرر کردید ...

برای دانلود راست کلیک کرده و save target as را انتخاب کنید 

غدیر می‌نگرسیت بهاران را...(5) -:- بی تو در محفل ما شور و صفایی نبود ، بر دل ما به خدا عقده گشایی نبود

مناجات با امام زمان(عج) - آقاجونم، مهربونم، كي مياي دردت به جونم، ازخدا هميشه مي‌خوام كه بياي تا من جوونم، آقاجونم

بر سر شانه رود تابوت آلاله (هلالی)                                دانلود

در آینده با دانلود های برتر وبیشتر در خدمتتان هستم ...



لينك ثابت نوشته شده در 87/03/09ساعت 11:56 توسط ..::محمد مهدی::..

یوســـــف گم گشته باز آید ز کنعان غم مخور ...

                                       کلبه ی احزان شود روزی گلـــستان غـــــــم مخور

 

  



لينك ثابت نوشته شده در 87/03/09ساعت 10:53 توسط ..::محمد مهدی::..

                                         به نام خداوند یخشنده مهربان

بعد از کسب تجربیاتی در زمینه وبلاگ نویسی به فکر تاسیس پایگاه اینترتی افتادم

از دوستانی که می توانند من و دوستانم را در این زمینه همراهی کنند

 می خواهم تا نام و محل سکونت و سن و شغل و یک آدرس ارتباطی و زمینه تخصص و نوع کمک خود را

در بخش نظرات برای حقیر بگذارند تا انشاالله بتوانیم به کمک خدا و امام زمان و شما 

یک پایگاه متفاوت را بسازیم

انشالله دامنه ثبت شده سایت را هم تا چند روز دیگر در صورت استقبال از طرح اعلام می کنم

 

امام زمان : 

قلبهای ما ظرفهایی است برای مشیت و اراده الهی پس هرگاه او بخواهد ما نیز می خواهیم 



لينك ثابت نوشته شده در 87/03/05ساعت 23:18 توسط ..::محمد مهدی::..

            

امام کاظم ع :

برای هر چیزی دلیل و راهنمایی است و راهنمای شخص عاقل تفکر و اندیشه است

 

 امام کاظم ع :

نیست عملی سنگینتر در میزان از ذکر صلوات بر محمد و اهل بیتش

 

                                                        ادامه دارد ...



لينك ثابت نوشته شده در 87/03/05ساعت 12:15 توسط ..::محمد مهدی::..

 



لينك ثابت نوشته شده در 87/02/28ساعت 22:58 توسط ..::محمد مهدی::..

بِسْمِ ‏الله الرََّّحْمنِ الرََّّحيمِ


من اعتقاد دارم كه خداي بزگ، انسان را به اندازه درد و رنجي كه در راه خدا تحمل كرده است پاداش مي‏دهد، و ارزش هر انساني به اندازه درد و رنجي است كه در اين راه تحمل كرده است، و مي‏بينيم كه مردان خدا بيش از هركس در زندگي خود گرفتار بلا و رنج و درد شده‏اند، علي بزرگ را بنگريد كه خداي درد است، كه گويي بندبند وجودش، با درد و رنج جوش خورده است، حسين را نظاره كنيد كه در دريايي از درد و شكنجه فرو رفت، كه نظير آن در عالم ديده نشده است، و زينب كبري را ببينيد، كه با درد و رنج انس گرفته است.
درد، دل آدمي را بيدار مي‏كند، روح را صفا مي‏دهد، غرور و خودخواهي را نابود مي‏كند، نخوت و فراموشي را از بين مي‏برد، انسان را متوجه وجود خود مي‏كند.


انسان گاه‏گاهي خود را فراموش مي‏كند، فراموش مي‏كند كه بدن دارد، بدني ضعيف و ناتوان، كه در مقابل عالم و زمان، كوچك و ناچيز و آسيب‏پذير است، فراموش مي‏كند كه هميشگي نيست، و چند صباحي بيشتر نمي‏پايد، فراموش مي‏كند كه جسم مادي او نمي‏تواند با روح او هم‏پرواز شود، لذا اين انسان احساس ابديت و مطلقيت و قدرت مي‏كند، سرمست پيروزي و اوج آمال و آرزوهاي دور و دراز خود، بي‏خبر از حقيقت تلخ و واقعيت‏هاي عيني وجود، به پيش مي‏تازد و از هيچ ظلم و ستمي روگردان نمي‏شود. اما درد آدمي را به خود مي‏آورد، حقيقت وجود او را به آدمي مي‏فهماند، و ضعف و زوال و ذلت خود را درك مي‏كند، و دست از غرور كبريايي برمي‏دارد، و معني خودخواهي و مصلحت‏طلبي و غرور را مي‏‏فهمد و آن را توجيه مي‏كند

 


خدايا! تو را شكر مي‏كنم كه با فقر آشنايم كردي تا رنج گرسنگان را بفهمم و فشار دروني نيازمندان را درك كنم.
خدايا! تو را شكر مي‏كنم كه باران تهمت ودروغ و ناسزا را عليه من سرازير كردي، تا در ميان طوفان‏هاي وحشتناك ظلم و جهل و تهمت غوطه‏ور شوم، و ناله حق‏طلبانه من در برابر غرش تندرهاي دشمنان و بدخواهان محو و نابود گردد، و در دامان عميق و پرشكوه درد، سر به گريبان فطرت خود فرو برم. و درد و رنج علي را تا اعماق روحم احساس كنم، علي بزرگ، علي نمونه، علي مظهر اسلام و عنايت و عبادت و محبت و ايمان و عشق و تكامل، كه با تمام عظمتش، و با تمام درخشش خيره‏كننده‏اش، بيش از هر كس مورد تهمت و دروغ و ناسزا قرار گرفت، و بيش از هزاروچهارصد سال تاريخ، و هزارها عبرت روزگار، هنوز هم هجوم تبليغات شوم طاغوتيان در اذهان اكثريت مسلمانان باقي نمانده است و شخصيت بي‏همتاي اين نمونه روزگار براي ميليون‏ها بشر ناشناخته مانده است.
خدايا! تو را شكر مي‏كنم كه مرا با درد آشنا كردي تا درد دردمندان را لمس كنم، و به ارزش كيميايي درد پي ببرم، و «ناخالصي»هاي وجودم را در آتش درد بسوزم، و خواسته‏هاي نفساني خود را زير كوه غم و درد بكوبم، و هنگام راه رفتن بر روي زمين و نفس كشيدن هوا، وجدانم آسوده و خاطرم آرام باشد تا به وجود خود پي ببرم و موجوديت خود را حس كنم.

                                          


خدايا! تو را شكر مي‏كنم كه تو مرا در آتش عشق گداختي، و همه موجودات و «خواستني»ها را بجز عشق و معشوق در نظرم خوار و بي‏مقدار كردي، تا از كنار هر حادثه وحشتناك به سادگي و آرامي بگذرم. دردها، تهمت‏ها، ظلم‏ها، فشارها، و شكنجه ‏ها را با سهولت تحمل كنم.




لينك ثابت نوشته شده در 87/02/23ساعت 23:55 توسط ..::محمد مهدی::..



امام علی (علیه‌ السلام):


اللّهُمَّ اغْفِرْلِيَ الذُّنوُبَ الّتي تُغَیِّرُ النِّعَمِ.


بارالها! ببخش آن دسته از گناهانم را که سبب دگرگونی نعمتها شود.



O Allah, forgive me those sins which reverse Thy blessings.


لينك ثابت نوشته شده در 87/02/23ساعت 0:26 توسط ..::محمد مهدی::..

 

از حقيقت و آزادى دور افتاده اند آنان كه سخنان و كارهايشان را به نام سركشان و ستمگران مى گشايند و به شرك و بت پرستى مى گرايند، و در برابر نابكاران و استضعاف گران به تملّق و چاپلوسى و مدح و نيايش مى ايستند و شرافت انسانيّت خود را به طمع مال و مقام نابود مى كنند.

خدايا، به بندگان برگزيده و نيك و فروتنت كه وجودشان از استكبار و استثمار و استبداد و استضعاف ديگران منزّه است; و به نمونه هاى رحمت و مهر و برابرى و برادرى و انسان دوستى و خير خواهى; به پيامبرانى كه براى راهنمائى بشر و آزادى انسانها از ذلّت و اسارت فرستاده اى، خصوصاً گرامى ترين و عزيزترين بنده ات، سر حلقه أصفيا، خاتم انبياء محمد مصطفى و خاندان پاك و پاكيزه اش، درود مى فرستيم.

و به آن شخصيت عظيمى كه به فرمان تو كاخهاى ستمگران را ويران، و بيدادگرى و فساد و استبداد را ريشه كن مى سازد و جهان را در پناه حكومت اسلام و نظامات قرآن، از شرّ كفر و شرك و رژيمهاى فاسد و نظامات استعبادى و غير انسانى نجات مى دهد، حضرت ولى عصر و امان دهر، صاحب الامر حجة بن الحسن العسكرى ـ أرواح العالمين له الفداء ـ صلوات وسلام عرض مى كنيم.

خداوندا، اين آيه از كتاب بزرگ تو است:

(ونريد أن نمنّ على الذين اسضعفوا في الارض ونجعلهم أئمة ونحعلهم الوارثين)13= «و چنين مى خواهيم كه بر آنان كه در زمين به استضعاف گرفته شده اند، منت گذاشته و آنان را پيشوايان و وارثان زمين قرار دهيم».

بارالها، تو وعده داده اى به آنانكه در اين زمين استضعاف مى شوند و حقوق و آزادى و موجوديتشان مورد تعرض و دستبرد واقع مى شود، منت گذارى و آنان را پيشوايان و وارثان زمين قرار دهى.

تو خواسته اى كه ضعيفان، و آنان كه از حقوق خود محروم شده اند، با ظهور مهدى ناگهان به پاخيزد و انقلاب كنند وبا بزرگترين نهضت آزادى بخش، طاغيان و ياغيان و جباران را از صفحه زمين براندازند و به حيات زورمندان ستم كيش، و قوى پنجه گان ددمنش پايان دهند; و قصرهايشان را بر سرشان ويران، و جهان را از آلودگى عناصر كثيف ناپاك، پاك سازند.

آفريدگارا، تو وعده داده اى كه مؤمنان و بندگان صالح و شايسته ات را به رهبرى مهدى آل محمّد ـ صلوات الله عليهم أجمعين ـ در زمين خلافت دهى تا نهضت جهانى اسلام را عليه بيداد گران و كسانى كه حقوق ضعفا را پامال، و بر آنها به زور حكومت مى كنند.

و عليه سرمايه دارانى كه اموال ملتها را به يغما برده، و ربا خوارانى كه با سرمايه گذارى در بانكها خون نيازمندان بى نوا را مكيده و به تهيدستان و افتادگان رحم نمى نمايند.

و عليه دانشمندانى كه علم خود را وسيله كسب مال و جاه، و تقرب به فرمانروايان، و توجيه تجاوزات آنها قرار داده و در برابر منكرات و ستمگريها، و فحشا و هتك نواميس و تجاوز به احكام تو، قفل خاموشى بر دهن زده اند.

و عليه آنان كه با حكومت و احكام تو مخالفت مى كنند.

و عليه اجتماعات فاسدى كه زن و مردش در منجلاب فساد و فحشا، نابكارى، بى عفتى و بى حجابى و خود فروشى، غوطهور شده اند; آنچنان انقلابى بى امان و دگرگون كننده، و وسيع و همه جانبه بر پا كنند كه به تمام بدبختيها، نابسامانيها، نابرابريها، بولهوسيها و تبعيضات، خاتمه دهند; و رعب و وحشت و ترس و بيم بشر را از شكنجه و آزارهاى روحى و جسمى، تبديل به امن و آرامش سازند.

خدايا، اين سخن محكم و مؤكّد تو است:

(وعد الله الذين آمنوا وعملوا الصالحات ليستخلفنهم في الارض كما استخلف الذين من قبلهم ، وليمكن لهم دينهم الذي ارتضى لهم ، وليبدلنهم من بعد خوفهم أمناً يعبدونني لا يشركون بي شيئاً)14= «خداوند به كسانى از شما كه ايمان آورده و عمل صالح انجام دهند، وعده داده است كه حتماً ايشان را در زمين جانشين و خليفه قرار دهد ـ همان گونه كه پيششينيان را خلافت بخشيد ـ و دينشان را كه برايشان انتخاب كرده و پسنديده است، پا بر جا و برقرار سازد و آنچنان ترس و ناامنى آنان را به آرامش و امنيّت تبديل كند كه فقط مرا پرستيده و هيچ چيز را شريك من قرار ندهند».

الها، پايان امور از براى تو و بازگشت همه به سوى تو و سرانجام نيك براى بندگان و پرستندگان تو است; آنان كه زمامدارى و حكومتشان بر اساس پرستش تو ونظام اجتماعى و اقتصادى و سياسى دين تو است.

آنان كه در قرآن مجيد در توصيفشان فرموده اى:

(الذين إن مكناهم في الارض أقاموا الصلاة ، وآتوا الزكاة وأمروا بالمعروف ، ونهوا عن المنكر ولله عاقبة الامور)15= «آنان كه اگر در زمين مستقرشان سازيم، نماز به پا مى دارند، زكات مى دهند، امر به معروف و نهى از منكر مى كنند، و پايان امور از براى خدا است».

خدايا، تو اراده كرده اى كه فرعونيان و هامانيان جهان را به كيفر برسانى و روز سياهى را كه از آن بيم دارند به آنها بنمايانى; توئى كه فرموده اى:

(ونري فرعون وهامان وجنودهما منهم ماكانوا يحذرون)16= «و نشان دهيم به فرعون و هامان و لشكريانشان، آنچه را بيم داشتند».

خدايا، تو مى دانى كه در جهان، كسانى كه تو را مى پرستند و به عدالت، انسانيّت، شرف، فضيلت و حقيقت ايمان دارند مستضعف شده، و مستكبرين شرق و غرب، و آنها كه از تو بيگانه اند، و انديشه هاى شيطانى و آرمانهاى حيوانى دارند، قوى پنجه و سركش گشته اند.



لينك ثابت نوشته شده در 87/02/07ساعت 23:17 توسط ..::محمد مهدی::..

             

                                

                                 انس با دعا 

 


استغاثه به امام زمان عجَّ اللّه تعالى فرجه

سيّد عليخان در كلم طيّب فرموده اين استغاثه ايست بحضرت صاحب الزّمان صلوات الله عليه هر جا كه باشى دو ركعت نماز بحمد و هر سوره كه خواهى بگذار پس رو بقبله زير آسمان بايست و بگو:

سَلامُ اللّهِ الْكامِلُ التّاَّمُّ

سلام خدا بطور كامل

الشّامِلُ الْعاَّمُّ وَصَلَواتُهُ الدّاَّئِمَةُ وَبَرَكاتُهُ الْقاَّئِمَةُ التّاَّمَّةُ عَلى حُجَّةِ

و تمام و همه جانبه و عمومى و درودهاى ممتد و پيوسته و بركتهاى پابرجا و تام و تمامش بر حجت

اللّهِ وَوَلِيِّهِ فى اَرْضِهِ وَبِلادِهِ وَخَليفَتِهِ عَلى خَلْقِهِ وَعِبادِهِ وَسُلالَةِ

خدا و ولى او در زمين و ساير كشورهايش و جانشين او بر خلق و بندگانش و نژاد پاك

النُّبُوَّةِ وَبَقِيَّةِ الْعِتْرَةِ وَالصَّفْوَةِ صاحِبِ الزَّمانِ وَمُظْهِرِ الاْ يمانِ

نبوت و باقيمانده عترت و (آن سرور) برگزيده يعنى حضرت صاحب الزمان و آشكاركننده ايمان

وَمُلَقِّنِ اَحْكامِ الْقُرْآنِ وَمُطَهِّرِ الاْرْضِ وَناشِرِ الْعَدْلِ فِى الطُّولِ

و ياددهنده احكام قرآن و پاك كننده زمين و گسترنده عدالت در درازا و پهناى

وَالْعَرْضِ وَالْحُجِّةِ الْقاَّئِمِ الْمَهْدِىِّ الاِْمامِ الْمُنْتَظَرِ الْمَرْضِىِّ وَابْنِ

زمين و حجت قائم مهدى آن امام منتظر پسنديده و فرزند

الاْئِمَّةِ الطّاهِرينَ الْوَصِىِّ بْنِ الاْوْصِياَّءِ الْمَرْضِيّينَ الْهادِى

امامان پاكيزه و وصى فرزند اوصياء پسنديده آن راهنماى

الْمَعْصُومِ ابْنِ الاْئِمَّةِ الْهُداةِ الْمَعْصُومينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يا مُعِزَّ

معصوم فرزند امامان راهنماى معصوم سلام بر تو اى عزت بخش مردم

الْمُؤْمِنينَ الْمُسْتَضْعَفينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يا مُذِلَّ الْكافِرينَ

مؤ منى كه ناتوان و خوارشان شمرند سلام بر تو اى خواركننده كافران

الْمُتَكَبِّرينَ الظّالِمينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مَوْلاىَ يا صاحِبَ الزَّمانِ

سركش و ستمكار سلام بر تو اى مولاى من اى صاحب الزمان

السَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ

سلام بر تو اى فرزند رسول خدا سلام بر تو اى فرزند اميرمؤ منان

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ فاطِمَةَ الزَّهْراَّءِ سَيِّدَةِ نِساَّءِ الْعالَمينَ اَلسَّلامُ

سلام بر تو اى فرزند فاطمه زهرا بانوى زنان جهانيان سلام

عَلَيْكَ يَا بْنَ الاْئِمَّةِ الْحُجَجِ الْمَعْصُومينَ وَالاِْمامِ عَلَى الْخَلْقِ

بر تو اى فرزند پيشوايان و حجتهاى معصوم و پيشواى بر خلق

اَجْمَعينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مَوْلاىَ سَلامَ مُخْلِصٍ لَكَ فِى الْوَِلايَةِ

همگى سلام بر تو اى سرور من سلام مخلصانه من به تو در ولايت و پيرويت

اَشْهَدُ اَنَّكَ الاِْمامُ الْمَهْدِىُّ قَوْلاً وَفِعْلاً وَاَنْتَ الَّذى تَمْلاَُ الاْرْضَ

گواهى دهم كه تويى آن پيشواى راه يافته چه در گفتار و چه در كردار و تويى آن بزرگوارى كه زمين را پر از

قِسْطاً وَعَدْلاً بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً فَعَجَّلَ اللّهُ فَرَجَكَ وَسَهَّلَ

عدل و داد كنى پس آنكه پر از ستم و بيدادگرى شده باشد پس از خدا خواهم كه شتاب كند در فرج تو و راه آمدنت را هموار

مَخْرَجَكَ وَقَرَّبَ زَمانَكَ وَكَثَّرَ اَنْصارَكَ وَاَعْوانَكَ وَاَنْجَزَ لَكَ ما

و زمان ظهورت را نزديك و يار و ياورت را بسيار گرداند و آنچه

وَعَدَكَ فَهُوَ اَصْدَقُ الْقاَّئِلينَ وَنُريدُ اَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا

به تو وعده فرموده درباره ات وفا كند زيرا كه او راستگوترين گويندگان است كه فرموده ((و ما خواستيم بر كسانى كه

فِى الاْرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ اَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ يا مَوْلاىَ يا صاحِبَ

در زمين زبون شمرده مى شدند منت نهيم و ايشان را پيشوايانى كنيم و وارثانشان گردانيم )) اى سرور من اى صاحب

الزَّمانِ يَابْنَ رَسُولِاللّهِ حاجَتى كَذاوَكَذا (وبجاى كَذاوَكَذاحاجات خودراذكركند)

الزمان اى فرزند رسول خدا حاجتم اين و اين است

فَاشْفَعْ لى فى نَجاحِها فَقَدْ تَوَجَّهْتُ اِلَيْكَ بِحاجَتى لِعِلْمى اَنَّ لَكَ

پس شفاعت كن برايم در برآمدنش زيرا كه من با حاجت خويش به تو متوجه شده ام زيرا مى دانم كه

عِنْدَ اللّهِ شَفاعَةً مَقْبُولَةً وَمَقاماً مَحْمُوداً فَبِحَقِّ مَنِ اخْتَصَّكُمْ بِاَمْرِهِ

شفاعت تو به درگاه خدا پذيرفته و مقامت پسنديده است پس به حق همان خدايى كه شما را در كار خود مخصوص كرده

وَارْتَضاكُمْ لِسِرِّهِ وَبِالشَّاْنِ الَّذى لَكُمْ عِنْدَ اللّهِ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُ سَلِ اللّهَ

و براى راز و سِرّش پسنديده و بدان مقامى كه شما در نزد خدا ميان خود و او داريد كه از خداى

تَعالى فى نُجْحِ طَلِبَتى وَاِجابَةِ دَعْوَتى وَكَشْفِ كُرْبَتى

تعالى بخواهى من به خواسته ام برسم و دعايم اجابت شود و اندوهم برطرف گردد

و بخواه هر چه خواهى كه برآورده مى شود انشاء الله تعالى مؤ لف گويد: كه بهتر آنست كه در ركعت اوّل نماز اين استغاثه بعد از حمد سوره اِنّا فَتَحْنا بخواند و در ركعت دويّم اذا جآءَ نَصْرُ اللّهِ .

 

 فکر کنم اینقدر این جملات زیبا هستند که نیازی نباشد

 من چیزی بنویسم! شما فقط یه بار با اخلاص این دعا رو

 بخونید اون وقت متوجه می شید که تاوقتی امام زمانمون

 داریم دیگه نیازی به کسی نداریم و از مادیات به

 معنای  واقعی اشباع می شیم ...

 خیلیا با خوندن همین دعا عاشق شدن ...

 فقط و فقط باید به این فکر کرد که اماممون زنده اند

 و همیشه پشتیبان دوستدارانش هست ... 


 

دعاي عهد، تجديد بيعت با امام حق و ولايت ايشان است. در اين دعا ابتدا خداوند را به اسامي و صفات مي خوانيم و بر امام زمان خويش صلوات مي فرستيم، سپس فرج (عج) و حضور خويش را در زمان ظهور طلب مي کنيم. در بخشي از اين دعا، دست نياز به آستان الهي بلند کرده، زمزمه مي کنيم:

 أَللّهُمِّ إِنّى أُجَدِّدُ لَهُ فى صَبيحَةِ يَوْمى هذا ...

اي آفريدگار صبح !
در جشن با شکوه روزي که آغاز مي شود و در تمامي روزهايي که شيريني نام تو بر لبانم مي نشيند، من عهد ديرينه خويش را با صاحب صبح و امام عصر تازه مي کنم و دست بيعتم را در زلال دستانش معطر مي سازم تا شعر سپيد اين عشق در صحن دلم تکرار شود.
طراوات جاري اين عهد و بيعت هرگز از باغ خاطرم بيرون نمي رود و پيوسته شال سبز محبتش را بر گردن مي نهم تا توازشگر شانه هاي لرزانم باشد.

خالق مهربان من !
اگر دست تقدير تو، لباس سپيد آخرت را بر تن من پوشاند و درخت زندگي ام ، تن به خواب زمستاني و ابدي خويش سپرد و ميان من و آن بهار موعود جدايي افتاد، پس در زماني که سيماي مهربان آن ماه تابان در آسمان چشم مردمان آشکار شد، مرا از محراب قبرم برانگيز و توفيق احرام در صحن و صفايش عنايت کن تا لبيک گويان در گرد کعبه وجود مقدسش طواف کنم.

اي اجابت کننده هر دعا!
پنجره قلب منتظران رو به آسمان بيکرانت گشوده است تا به يک اشارت تو، غبار و اندوه غيبت از دلها برخيزد و چشمها به تماشاي باران ظهور بنشيند.

خدايا !
شب يلداي هجران را به يمن ظهور ماه کاملش، کوتاه کن که شب پرستان، همچنان چشم بر صبح صادقش بسته اند و ما مؤمنان طلوع خورشيد جمالش را نزديک مي دانيم.

امام صادق ع می فرمایند هر کسی ۴۰ روز عهد سحر را بخواند زنده ماند تا مولایش را ببیند یا در
وقت ظهور سر از خاک بر آرد و یار او باشد ...  

برای شنیدن نوای آرامبخش و دل نشین عهد سحر به بخش دانلود مراجعه نمایید

نویسنده ... محمد مهدی



لينك ثابت نوشته شده در 87/01/25ساعت 23:32 توسط ..::محمد مهدی::..

انسان هاي زيبا در دنيا بسيارند اما بهتر است در کنار رسيدگي به  شکل و قيافه ي ظاهرمان ،با حفظ درون و خودداري از گناهان ،باطن خود را نيز آراسته کنيم و در جمع پاک سيرتان روزگار قرار گيريم .روشن است تا اوضاع به هم خورده ي درونمان را اصلاح نکنيم و آنقدر که به اوضاع ظاهريمان مي رسيم ،باطن خود را در مقابل ،آيينه بايدها و نبايدهاي الهي برانداز نکنيم ،امکان دستيابي به موفقيت در امور دنيوي و اخروي براي ما فراهم نمي شود



لينك ثابت نوشته شده در 87/01/22ساعت 20:51 توسط ..::محمد مهدی::..

      

   بعضی وقتا که دارم کتاب می خونم به یه حدیثایی بر میخورم


                               که دلم نمیاد به دوستام نگمشون ...

                           

امام رضا ع می فرمود :اوقات شبانه روز خود را به ۴ بخش تقسیم و از آن به خوبی استفاده کنید ...

۱. ساعتی برای مناجات

۲.کار جهت کسب مال حلال

۳.بخشی برای معاشرت با برادر دینی

۴.ساعتی برای استفاده از لذات مشروع



لينك ثابت نوشته شده در 87/01/22ساعت 20:23 توسط ..::محمد مهدی::..

عمریست گرفتارم و بیمار تو هستم  مجنونم و در حسرت دیدار تو هستم

 

                          کدام جمعه ساعت ها زنگ می زنند...؟


            و مجوز پاک کردن لغت انتظار را از لغت نامه می دهند ...؟


                                        اما وظیفه تو منتظر ...

                              

یکی از وظایف مهمی که بنا به تصریح حضرت صاحب الامر (عج)بر عهده ی همه ی منتظران گذاشته شده، دعا برای تعجیل فرج است . امام عصر(عج) در توقیعی که خطاب به "اسحاق بن یعقوب"صادر شده، می فرمایند:برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید که فرج شما همان است.امام حسن عسکری (ع) نیز دعا برای تعجیل فرج را شرط رهایی از فتنه های دوران غیبت دانسته، می فرمایند:به خدا سوگند[او] غیبتی خواهد داشت که در آن تنها کسانی از هلاکت نجات می یابند که خداوند آنها را بر قول بر قول بر امامتش ثابت قدم داشته و در دعا برای تعجیل فرجش موفق کرده است.دعا برای تعجیل فرج از چنان اهمیتی برخوردار است که امام صادق (ع) می فرماید:هر کس بعد از نماز صبح و بعد از نماز ظهر بگوید: ((خداوندا!بر محمد و خاندان او درود فرست و در فرج ایشان تعجیل کن نمیرد تا قائم (عج)را دریابد.)) و در روایت دیگری نیز آمده است:هر کس چنین کند خداوند شصت حاجت او برآورده می سازد،سی حاجت در دنیا و سی حاجت از حوائج آخرت.و......  



لينك ثابت نوشته شده در 87/01/13ساعت 19:33 توسط ..::محمد مهدی::..

                                به لطف خدا اولین بخش از برنامه های سال ۸۷ را آغاز کردم

 

الصَّابِرِينَ وَالصَّادِقِينَ وَالْقَانِتِينَ وَالْمُنفِقِينَ وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالأَسْحَارِ      ( آل عمران ۱۷)

 

همانطور که واضح است خداوند در این آیه به پنج خصلت پرهیزکاران اشاره کرده است

۱.صبر در هنگام مشکلات

۲.صداقت

۳.فرمانبرداری از خدا

۴.انفاق از مال حلال

۵.استغفار  در سحرگاهان

من میخواهم در مورد وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالأَسْحَارِ  توضیحاتی را بنویسم ...

ابا بصیر از امام صادق سوال کرد منظور از  وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالأَسْحَارِ   چیست؟

فرمودند رسول خدا در نماز وتر خویش ۷۰ مرتبه استغفار میکردند و هر کس بر این

عمل تا یک سال مداومت کند خدا او را از این گروه قرار میدهد.

لقمان به پسر خود می گوید: پسرم از این خروس ناتوان تر مباش که در سحرگاهان

فریاد می کشد تو در بسترت خوابیده ای.

این کلام نکوهشی است برای کسانی که بی خبر و غافلند از دعا و تسبیح پروردگار

در حالیکه حیوانات و نباتات در آن ساعت کارشان دعاست در حالیکه انسان سزاوارتر

 است.

نتیجه گیری: سحرگاهان و ساعات آخر شب در آن هنگام که آرامش و صفای خاصی

 همه جاراگرفته ودر وقتیکه بی خبران در خواب عمیقی فرورفته اند وغوغاهای جهان

 مادی فرونشسته است به یاد خدا به پامی خیزیم و در پیشگاه با عظمتش استغفار

وطلب آمرزش میکنیم .

یادمان باشد دوستان خدا همیشه از عبادتهای آخر شب برای تصفیه روح وحیات قلب

وتقویت اراده و تکمیل اخلاص نیرو گرفته اند

                                                                        والسلام التماس دعا

                                                                             محمد مهدی

 



لينك ثابت نوشته شده در 87/01/13ساعت 17:6 توسط ..::محمد مهدی::..

                            

                                              

 

               *  نوکرای خوبی باشیم که آقای خوبی داریم ....


        *نعمت خدا را خورده ایم اما حق شکرش را بجا نیاورده ایم ...

    

 

                     

 

                            



لينك ثابت نوشته شده در 87/01/11ساعت 23:7 توسط ..::محمد مهدی::..

                                   

آیت الله ميرزا احمد سيبويه ساکن تهران از آقا شيخ حسين سامرائي که از اتقياي اهل منبر در عراق بودند، نقل فرمودند:
« در ايامي که در سامراء مشرف بودم روز جمعه اي طرف عصر در سرداب مقدس رفتم. ديدم غير از من احدي نيست و من حالي پيدا کرده و متوجه مقام صاحب الامر ـ صلوات الله عليه ـ شدم. در آن حال صدايي از پشت سر شنيدم که به فارسي فرمود:

« به شيعيان و دوستان ما بگوييد که خدا را قسم دهند به حقّ عمه ام حضرت زينب سلام الله عليها که فرج مرا نزديک گرداند. »

                                                                                        

 



لينك ثابت نوشته شده در 86/12/16ساعت 15:56 توسط ..::محمد مهدی::..

                     بخش دانلودهای منتخب

 

   برای شنیدن نواهای منتخب و زیبا که با توجه به موضوع حرام بودن موسیقی آماده 


   شده است به قسمت سمت راست سایت رفته و به بخش دانلود های منتخب


   مراجعه کنید و نوای مورد علاقه خود را انتخاب کنید

  و برای دانلود هرکدام از نواها روی آن right کلیک کرده


  و گزینه save as را انتخاب بفرمایید

  ضمنا دانلود منتخب حداقل ۲ روز یک بار up to date می شود



لينك ثابت نوشته شده در 86/12/12ساعت 16:5 توسط ..::محمد مهدی::..


 

نامه اي به امام زمان ارواحنافداه


آيا تا به حال شده كه در جمعي باشيد ولي خود را تنها احساس كنيد؟ گويي هيچ كس در كنارت نيست. براي من اين مسئله خيلي پيش آمده بارها پيش آمده تمام افراديكه به آنها دلبستگي دارم در كنارم بوده اند ولي هيچ چيز خوشحالم نمي كرد. دنبال كسي مي گشتم ولي هر چه جستجو مي كردم نمي يافتم وبه اين فرمايش مولايم مي رسيدم كه فرموده اند: من تنهايم. من غريبم.
جداً در بين اين همه جمعيت در بين شيعيان حتّي در بين افراديكي خود را محب امام زمان معرفي مي كنند آقا بفرمايند:من تنهايم؟
اي به فداي تنهائيت آقاي من قربان غريبي ات مولاي من.
ما هميشه ميگوئيم آقا امام حسين (عليه السلام) مظلوم هستند. اما فكر كرده ايد كه آقا امام زمان مظلومتر هستند چرا كه امام حسين عليه السلام 72 يار با وفا داشتند . حضرت زينب را داشتند خواهري دلسوز . اما در زمان ما مردم هنوز آن امادگي را پيدا نكرده اند كه بتوانند امام زمانشان را ياري كنند و به امامشان وفادار باشند. در روز عاشورا مردم آن جور عزاداري مي كنند و مانند فرزند پدر از دست داده اشك مي ريزند اما در نيمه شعبان به بهانه جشن وشادي اما در غفلت از حقيقت ياري از اين حرفها بيشتر دلم مي گيرد. خداي من تا كي؟ واقعا چه صبري حضرت دارند؟
بيرون از خانه كه ميروم از وضع رقت بار جامعه دلم مي گيرد واشكم مي ريزد و باز به خانه پناه مي آورم . طاقت ديدن اين صحنه ها را ندارم به خود مي گويم بميرم براي دل حضرت كه ناظر به اعمال و رفتار ما هستند. آنان كه خوابشان به مرگ منتهي شده يك جور ومن كه ادعاي دوست داشتن حضرت را دارم هم يكجور . چه تحملي؟ همه را مي بينند. غصه مي خورند. اما واقعا چه كسي است كه تمام لحظات به ياد حضرت باشد واين ياد باعث ساخته شدن او بشود. البته افرادي اينگونه هستند ولي انگشت شمار.
يكي از دوستانم مي گفت كه فردي حضرت را در خواب ديده آقا فرموده اند براي من مثل قوم آل داود دعا كنيد . بميرم كه حضرت پيغام مي فرستند كو گوش شنوا؟ همه غرق در دنياي خود شده اند فقط خود را مقيد كرده اند كه حتما سفره هفت سين شان را بيندازند مبادا كسري داشته باشند وروز سيزده را حتما بيرون روند مبادا كه آن سال برايشان نحس شود.
دلم مي خواهد در بين مردم بروم و فريا د بزنم: شما كه اينقدر به اين چيزهاي بي ارزش اهميت مي دهيد چه اندازه مواظب هستيد كه دل آن محبوب را نرنجانيد؟ و بر خلاف رضايتش قدمي بر نداريد؟ مگر نه اين است كه مرگ سراغ همه مان مي آٍيد . آيا نمي خواهيد لحظه مرگ شب اول قبر كه شايد همين امشب باشد بر بالين تان بيايد وحالتان را بپرسد ؟ پس چرا شما حالش را نمي پرسيد ؟مگر نمي خواهيد در خانه تنها و نا مانوس و پر وحشت قبر لطف وعنايتش شامل حالتان شود واز وحشت قبر بكاهد ؟ پس چرا با او انس نمي گيريد و به بهانه انس با طبيعت باعث رنجش آن عزيز مي شويد؟
مگر مي شود كسي پيوسته به ياد او باشد در فراقش اشك بريزد براي ظهورش دعا كند ولي آن
حضرت او را از ياد ببرد ؟
مگر كسي مي شود كه مهدي موعود به فريادهاي مشتا قانه منتظرانش پاسخ نگويد؟
نه هرگز آقا چشمه احسان و لطف است. او ارباب مولا وآقاست . او بسيار مهربان است. حتّي مهربانتر از پدر به فرزندش .

اين غم عشق تو بي تاب و توانم كرده شعله بر جانم و رسواي زمانم كرده
درد دوري تو مولا به خدا پنجه بر قلبم وآن سر نهانم كرده
شوق ديدار تو اي حجت حق بيزار از اين دار جهانم كرده


سلام بر تو اي يوسف فاطمه سلام الله عليها

سلام بر تو اي نگار نازنين

سلام بر جمال دلربايت سلام بر صوت دلنشينت

سلام بر نگاه انسان سازت

سلام بر دستهاي پر از مهر و صفايت

يارب ما چشم انتظاران مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف تو هستيم .

مي نويسم بهر مولاي خوبم ، اي گل زهراء سلام الله عليها ، اي نگار نازنين ، هزار و اندي سال از ولادتت مي گذرد و هنوز ما چشم انتظار ديدار تو هستيم ، مي نويسم تا که شايد يک نظر بر ما نمايي ، تا که شايد ذره اي از درد فراق را بازگو کنم .

خدايا :

ما که عاشق نشديم تا درد عشق را بفهميم پس به ما بياموز که عاشق باشيم و در عشق بسوزيم.

هر کس به درد عشق مبتلا شد جز وصل او را درمان نيست .

خدايا:

مهدي فاطمه سلام الله عليها همان آشناي ديرينه است که در نگاه اول غريبه است .

مهدي زهراء سلام الله عليها همان غريبه آشنايي است که در دل هر عاشقي آشيانه کرده است.

خدايا :

اگر يعقوب در فراق يوسفش نابينا شد ، تو برايش پيراهن يوسف را فرستادي .

اگر قوم بني اسرائيل دچار فراق شدند، اما بعد از چهل شبانه روز ناله و ندبه ، بالاخره موسيِ عمران را برايشان فرستادي .

اما هزار سال از غيبت مولاي ما مي گذرد ....

الهه من :

عاشقان آواره صحرا گشتند ، عابدان آيه « امن يجيب » ذکرشان شد ، افلاکيان سر به فلک گماردند ،ذاکران دعاي « اللهم کن لوليک » لقلقه زبانشان شد و ذکر« مهدي بيا » زمزمه لبانشان، زمينيان کمر همت بر ساختن مساجد و حسينيه ها به نام مولايشان کردند..... تا که شايد او بيايد.

بارالها:

خورشيد هستي بخش جز تاباندن نور خود هيچ خاصيتي ندارد ، مهتاب تابان جز روشن کردن شب تاريک و ظلمت کار ديگري ندارد ،

ابرهاي پر بار جزبا ريزش باران احساس راحتي ندارند.

گلهاي بهاري هيچ خواصي جز رساندن بوي خوش ندارند و بادها وزش نسيم کار آنهاست .

خدايا :

تو به خورشيد : بگو که وقت تابيدنش پرتوي از نور خورشيد مکه را براي ما بتاباند، به نسيم بگو : که وقت وزيدنش بويي از پيراهن يوسف زهراء سلام الله عليها بياورد.

خدايا :

به ماه بگو: که در مهتاب خود عکس صاحب خورشيد مکه را بيندازد .

به گلها بگو: فقط بويي از گل نرگس براي ما بياورد.

به ستاره ها : بگو که در آسمان راهي رل نشان دهند که خورشيد مکه در آن سمت است .

به درختان سرو قامت بگو : که رو به سمتي تعظيم کنند که يوسف فاطمه سلام الله عليها در آنجاست .

معبودم :

عاشورائيان با فرارسيدن محرم مست ساقي کربلا مي شوند ، اما ما مهدوي ها نه فقط با رسيدن نيمه شعبان بلکه هر جمعه که از راه مي رسد خود را اسير زلف يار مي بينيم .

خدايا :

در هر گوشه و کناري از ديار عاشقان انتظار ، صبح جمعه با زمزمه هاي « اين الحسن و اين الحسين » ، بدين طريق مرهمي بر زخم هاي کهنه خويش مي گذارند .... تا که شايد او بيايد .

خدايا :

گويند غروب جمعه دلگير ترين غروب است زيرا که مولاي ما باز هم بايد در پس پرده غيبت بماند.

در غروبهاي جمعه حتي نغمه آواز پرندگان هم نغمه دلتنگي است ، و آواي فرق سر مي دهند .

الهي :

تشنگان انتظار به هر نوعي شده مي خواهند خود را سيراب کنند، اما سيراب نمي شوند ، چونکه عطش منتظران فقط با « ظهور» رفع مي شود .

خدايا :

آن امام هُمام ، مهدي منتظر در انتظاري طولاني نشسته است .

ولي

ما خود دانيم سبب اين غيبت طولاني چيست ؟

اعمال بد ما شيعه است . ليکن از کرده خود پشيمان و شرمسار هستيم و همگي به حال اضطرار افتاده ايم .

يارب الحسين :

تو که شفاي بيماران حسيني را در تربت خاکش قرار دادي و شفاي ما منتظران را در بوي پيراهن يوسف زهراء سلام الله عليها قرار دادي .

اي مهربانترين :

تويي که آيه « امن يجيب » را مستجاب مي کني .

پس :

به حق عمه اش زينب کبري سلام الله عليها آن عزيز غائب از نظر را برسان .
 

برای خواندن بقیه دل نوشته ها به ادامه

مطلب رجوع کنید
 


ادامه مطلب


لينك ثابت نوشته شده در 86/11/22ساعت 19:42 توسط ..::محمد مهدی::..

                حضرت آیت الله العظمی صافی

 

 

                   

              

 

حضرت آيت اللّه العظمى آقاى حاج شيخ لطف‏اللّه صافى(مد ظله العالى)، فقيه، اسلام شناس و انديشمند بزرگ معاصر، در شهر گلپايگان، قدم به صحنه هستى نهاد.

والدين

پدر او عالم عارف، مرحوم آيت اللّه آخوند ملا محمّد جواد صافى، (متولد 1287 هـ.ق) بود كه علاوه بر تخصّص، تحقيق، تأليف و تدريس در گرايش‏‏هاى مختلف علوم اسلامى مانند فقه، اصول، كلام، اخلاق، حديث و ... ، در زمينه هنرهاى ارزشمندى چون شعر و خوشنويسى نيز سرآمد بود. زهد، تقوى، عشق به ولايت و فضيلت‏هاى علمى اخلاقى آن بزرگ مرد، از يك سو و مواضع قدرتمندانه او در سنگر امر به معروف و نهى از منكر و جبهه گيرى‏هاى صريحش در برابر افكار انحرافى، غيرمتديّنان، ظالمان و جابران آن روزگار از سويى ديگر، هر قدر كه مردم گلپايگان را شيفته و مطيع محض او مى‏نمود، هيأت حاكمه، خوانين و زورگويان را در برابرش شكننده‏تر مى‏كرد؛ چنان كه آنها هميشه او را سدّ راه اعمال خلاف شرع و بدعت‏گذارى‏هاى خود ديده و تا زنده بود از غيرت دينى و خشم الهى او مى‏ترسيدند.

آفتاب عمر آن عالم جليل القدر در افق عصر 27 رجب سال 1378 هـ.ق، مصادف با شب شهادت حضرت امام موسى كاظم، عليه السلام، غروب كرد.

مادر او بانوى فاضله، شاعره و عاشق اهل بيت، عليهم ‏السّلام، فاطمه خانم، دختر حضرت آيت اللّه آخوند ملا محمّد على، بود.

از ويژگى‏هاى بزرگ معنوى، اخلاقى، كه در وجود آن مرحومه، متبلور بود، مى‏توان به تعبد، اخلاص، تقوى، معرفت به حضرت حق، شجاعت، صراحت لهجه، شوهر دارى كم‏نظير و اهتمام در تربيت كودكان، راز و نياز خاشعانه و ذكر و دعا و نماز شب اشاره كرد.

تحصيلات

آيت اللّه العظمى صافى، در نوجوانى قدم به وادى علم و معنويت، حوزه، نهاد و ميهمان صفاى حلقه‏هاى صميمى درس و بحث و مَحرَم شور وصف‏ناپذير مناجات نيمه شب پاكباختگان حوزه شد. ابتدا در گلپايگان، كتب پايه ادبيات عرب را نزد عالم جليل القدر، مرحوم آخوند ملا ابوالقاسم مشهور به «قطب» آغاز كرد و ادامه مباحث ادبيات، كلام، تفسير، حديث، فقه و اصول را تا پايان سطح در همان‏جا پى گرفت و در اين مدت حجم وسيع كتب مهم رشته‏هاى مذكور را نزد پدر بزرگوارش، حضرت آيت اللّه آخوند ملا محمّد جواد صافى آموخت. در سال 1360 هـ.ق، گلپايگان را با دنيايى از خاطره‏هاى شيرين دوران كودكى و نوجوانى و لذت حضور در كنار پدر و مادرى مهربان و دلسوز، كه اكنون از حسرت فراق او پريشان بودند، ترك كرد و رنج مشكلات هجرت به قم را پذيرا شد، تا با حضور در مجلس درس و بحث اساتيد بزرگ حوزه علميه قم به تكميل تحصيلات و تحقيقات خود بپردازد.

ايشان چند سال بعد به نجف اشرف مشرف شد و در آن‏جا نيز از محضر مراجع عاليقدر آن حوزه، براى يك سال بهره‏مند گشت.

هوش و استعداد فوق‏العاده و تلاش و جديّت در امر تحصيل او را مورد علاقه خاص اساتيد بزرگ قم و نجف قرار داد. حضرت آيت اللّه العظمى صافى پس از آن مجدداً به قم بازگشتند و بيش از پانزده سال حلقه‏نشين مجلس درس و بحث و اخلاق و عرفان مرجع پرافتخار شيعه، حضرت آيت اللّه العظمى بروجردى و نيز يكى از مشاورين ويژه و برجسته و از اصحاب خاص استفتاء آن بزرگوار گشت و آن مرحوم، نظر به توانايى والاى علمى آيت اللّه العظمى صافى، پاسخگويى به سوالات مهم و حساسى از فقه و كلام شيعى و نيز نگارش كتاب ارزشمندى درباره مهدويّت را كه منتخب‏الاثر نام گرفت، به ايشان واگذار كردند.

از اساتيد مهم آن بزرگوار در قم، مراجع تقليد، آيات عظام: سيد محمّد تقى خوانسارى، حجّت، صدر، بروجردى و در نجف، آيات عظام: شيخ محمّد كاظم شيرازى، سيد جمال‏الدين گلپايگانى و شيخ محمّد على كاظمى را مى‏توان نام برد.

                        

 

 

ويژگيهاى آيت اللّه العظمى صافى‏

زهد، تقوى، اخلاص، قناعت، توكل، سعه صدر، صراحت لهجه و امر به معروف و نهى از منكر، از ويژگى‏هاى مهم روحى - اخلاقى اين فقيه وارسته است.

وجودش، درياى بى‏كرانه عشق به انوار مقدس ائمه معصومين، عليهم‏السّلام، است و هر پگاه بعد از نماز، در دعاى عهد، مى‏توان ترنّم تمنّاى دل شيداييش را در نغمه «العجل العجل يا مولاى يا صاحب الزمان» شنيد و او را عصرهاى جمعه، ميان خيل عاشقان مهدى (عج)، ميهمان لحظه‏هاى پر معنويت مسجد جمكران، ديد.

تدريس، تحقيق و تسلط در زمينه علوم متنوع اسلامى همچون فقه، اصول، كلام، حديث، رجال و ... ، تأليف حدود هشتاد اثر ارزشمند و محققانه به زبان‏هاى فارسى و عربى كه بعضى از آنها به چند زبان ديگر نيز ترجمه شده، از ويژگى‏هاى علمى ايشان است.

برخوردارى از چنين موقعيت‏هاى والاى علمى، ايشان را در حوزه علميه قم، در رديف ممتازين قرار داد و بزرگانى چون آيات عظام: سيد جمال‏الدين گلپايگانى، بروجردى، امام خمينى و سيد محمد رضا گلپايگانى و بعضى ديگر، مقام بلند علمى - معنوى او را ارج نهادند؛ و آيت‏اللّه العظمى سيد جمال‏الدين گلپايگانى در حدود 45 سال پيش، اجتهاد متين و اوج مقام فقهى آيت اللّه العظمى صافى را طى مكتوبى مهم، اعلام كرد.

ايشان، سالها از طرف مرحوم آيت اللّه العظمى بروجردى و پس از ارتحال آن بزرگوار، از معدود كسانى بود كه مسووليت امتحان فضلاى حوزه در سطح عالى و درس خارج را داشته و شمارى از مجتهدان كنونى و مدرسين حوزه علميه قم، نزد معظم‏له امتحان داده‏اند.

اين فقيه گرانقدر، علاوه بر موارد مذكور، مطالعات گسترده‏اى در زمينه ادبيات و تاريخ اسلام و ايران داشته و ضمن آشنايى با قالب‏هاى گوناگون شعرى، در سرودن شعر نيز مهارت كامل دارند.

اين مرجع فرزانه، حتى اكنون نيز با تمامى مشغله‏هاى موجود، اخبار و مسائل دنيا و بالخصوص جهان اسلام را هر روز با دقت تمام از طريق رسانه‏هاى گروهى دنبال كرده و بنا به اطلاعات وسيع تاريخى - سياسى، از قدرت تحليل بالايى در زمينه رويدادهاى منطقه‏اى، جهانى و دنياى اسلام برخوردار است و مصداق واقعى «عالِم به زمان» مى‏باشد.

قبل از پيروزى انقلاب اسلامى، حضور در صحنه‏هاى مختلف مبارزه با رژيم ستم‏شاهى باعث حساسيت ساواك، نسبت به اين فقيه آگاه گشت و بالاخره به توقيف يكى از كتب ايشان كه حاوى مطالبى در نقد فساد رژيم شاه بود، منجر شد. در همين حال نشر بعضى كتب مهم حضرت آيت اللّه العظمى صافى كه در دفاع از تشيع نگاشته بود نيز، در بعضى از كشورهاى عربى ممنوع شد و بدين صورت دولتمردان اين كشورها همسو با برخى مزدوران قلم بدست استعمار، نتوانستند خشم خود را از نوشته‏هاى آگاهى بخش و بيدار كننده‏اش، پنهان نمايند.

با پيروزى انقلاب اسلامى ايران، ايشان در سال 1358 هـ.ش، به عنوان عضو مجلس خبرگان اوّل، انتخاب و در سال 1359 هـ.ش، از سوى حضرت امام خمينى (قدس سره) به عضويت شوراى نگهبان منصوب شد و هشت سال به عنوان دبير شوراى نگهبان، منشأ خدمات ارزنده‏اى به نظام مقدس و مردم عزيز گشت، و در پاسدارى از حريم اسلام و قرآن، لحظه‏اى ترديد به خود راه نداد.

حضرت آيت اللّه العظمى صافى، كه حداقل از دو دهه قبل، با وجود داشتن تمامى شرايط مرجعيت، كريمانه از آن گذشته بود، با ارتحال حضرت آيت اللّه العظمى گلپايگانى، قدس سره، در آذر ماه 1372 هـ.ش، بنا به تقاضاهاى مكرّر و اصرار پى در پى علما و مردم، بالاخره تصدى مرجعيت را پذيرفت و اكنون به عنوان يكى از مراجع عمده، و اركان اصلى حوزه علميه قم، به شمار مى‏رود.

  

برای مطالعه دیدگاههای حضرت آیت الله العظمی صافی


                    بر ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب


لينك ثابت نوشته شده در 86/11/21ساعت 19:13 توسط ..::محمد مهدی::..

توبه، استغفار، تقوا، اجتناب از محرّمات، اهتمام در حلّيت غذا، پوشاك، مسكن، كسب، شغل و انجام عبادات و رياضات شرعيه از نماز، دعا، ذكر خدا، روزه، حج، اداى زكات و ساير حقوق شرعيه و احسان به والدين، احترام معلم، صله رحم، كظم غيظ، ياد موت، زيارت مشاهد و قبور، اعتبار از حوادث روزگار، مجالست با نيكان و علما و بيشتر هدايتها و ارشادات دينى كه يا به عنوان واجب يا مستحب يا حرام يا مكروه عنوان شده است، همه اسباب صفاى باطن، كمال نفس، تزكيه و تحليه است، همه سير و سلوك است و مخصوصاً اعتقادات صحيح معرفة الله، معرفت انبياء، معرفت ائمه و ساير معارف كه بر اساس توحيد و ايمان به عالم غيب و جزا و پاداش و معاد، استوار است.

در اين خودسازى، انسان نقش اساسى و بنيادى دارد; انجام وظايف و تكاليف و عبادات و ترك گناه كه ادامه يافت، روشنى باطن بيشتر و بيشتر مى شود، و سفر آنان الى الله و به سوى خدا شتاب مى گيرد تا تمام قلب، روشن و منوّر گردد; و به عكس ارتكاب محرّمات، گناهان و ترك عمل به هدايتهاى دينى قلب را تاريك و سياه و روح را آلوده و تباه مى سازد.

بنابراين، دين، همه اش سلوك و سير الى الله و تهذيب و تصفيه و تحليه و تكميل است. اين سير و سلوك، عمل است كه «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَر اَو اُنْثى و هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ اَجْرَهُمْ بِاَحْس