تبليغاتX
مــــهــــدی عشق مـــن ...
مصمم در جستجوی موعود ادیان ....


 

نامه اي به امام زمان ارواحنافداه


آيا تا به حال شده كه در جمعي باشيد ولي خود را تنها احساس كنيد؟ گويي هيچ كس در كنارت نيست. براي من اين مسئله خيلي پيش آمده بارها پيش آمده تمام افراديكه به آنها دلبستگي دارم در كنارم بوده اند ولي هيچ چيز خوشحالم نمي كرد. دنبال كسي مي گشتم ولي هر چه جستجو مي كردم نمي يافتم وبه اين فرمايش مولايم مي رسيدم كه فرموده اند: من تنهايم. من غريبم.
جداً در بين اين همه جمعيت در بين شيعيان حتّي در بين افراديكي خود را محب امام زمان معرفي مي كنند آقا بفرمايند:من تنهايم؟
اي به فداي تنهائيت آقاي من قربان غريبي ات مولاي من.
ما هميشه ميگوئيم آقا امام حسين (عليه السلام) مظلوم هستند. اما فكر كرده ايد كه آقا امام زمان مظلومتر هستند چرا كه امام حسين عليه السلام 72 يار با وفا داشتند . حضرت زينب را داشتند خواهري دلسوز . اما در زمان ما مردم هنوز آن امادگي را پيدا نكرده اند كه بتوانند امام زمانشان را ياري كنند و به امامشان وفادار باشند. در روز عاشورا مردم آن جور عزاداري مي كنند و مانند فرزند پدر از دست داده اشك مي ريزند اما در نيمه شعبان به بهانه جشن وشادي اما در غفلت از حقيقت ياري از اين حرفها بيشتر دلم مي گيرد. خداي من تا كي؟ واقعا چه صبري حضرت دارند؟
بيرون از خانه كه ميروم از وضع رقت بار جامعه دلم مي گيرد واشكم مي ريزد و باز به خانه پناه مي آورم . طاقت ديدن اين صحنه ها را ندارم به خود مي گويم بميرم براي دل حضرت كه ناظر به اعمال و رفتار ما هستند. آنان كه خوابشان به مرگ منتهي شده يك جور ومن كه ادعاي دوست داشتن حضرت را دارم هم يكجور . چه تحملي؟ همه را مي بينند. غصه مي خورند. اما واقعا چه كسي است كه تمام لحظات به ياد حضرت باشد واين ياد باعث ساخته شدن او بشود. البته افرادي اينگونه هستند ولي انگشت شمار.
يكي از دوستانم مي گفت كه فردي حضرت را در خواب ديده آقا فرموده اند براي من مثل قوم آل داود دعا كنيد . بميرم كه حضرت پيغام مي فرستند كو گوش شنوا؟ همه غرق در دنياي خود شده اند فقط خود را مقيد كرده اند كه حتما سفره هفت سين شان را بيندازند مبادا كسري داشته باشند وروز سيزده را حتما بيرون روند مبادا كه آن سال برايشان نحس شود.
دلم مي خواهد در بين مردم بروم و فريا د بزنم: شما كه اينقدر به اين چيزهاي بي ارزش اهميت مي دهيد چه اندازه مواظب هستيد كه دل آن محبوب را نرنجانيد؟ و بر خلاف رضايتش قدمي بر نداريد؟ مگر نه اين است كه مرگ سراغ همه مان مي آٍيد . آيا نمي خواهيد لحظه مرگ شب اول قبر كه شايد همين امشب باشد بر بالين تان بيايد وحالتان را بپرسد ؟ پس چرا شما حالش را نمي پرسيد ؟مگر نمي خواهيد در خانه تنها و نا مانوس و پر وحشت قبر لطف وعنايتش شامل حالتان شود واز وحشت قبر بكاهد ؟ پس چرا با او انس نمي گيريد و به بهانه انس با طبيعت باعث رنجش آن عزيز مي شويد؟
مگر مي شود كسي پيوسته به ياد او باشد در فراقش اشك بريزد براي ظهورش دعا كند ولي آن
حضرت او را از ياد ببرد ؟
مگر كسي مي شود كه مهدي موعود به فريادهاي مشتا قانه منتظرانش پاسخ نگويد؟
نه هرگز آقا چشمه احسان و لطف است. او ارباب مولا وآقاست . او بسيار مهربان است. حتّي مهربانتر از پدر به فرزندش .

اين غم عشق تو بي تاب و توانم كرده شعله بر جانم و رسواي زمانم كرده
درد دوري تو مولا به خدا پنجه بر قلبم وآن سر نهانم كرده
شوق ديدار تو اي حجت حق بيزار از اين دار جهانم كرده


سلام بر تو اي يوسف فاطمه سلام الله عليها

سلام بر تو اي نگار نازنين

سلام بر جمال دلربايت سلام بر صوت دلنشينت

سلام بر نگاه انسان سازت

سلام بر دستهاي پر از مهر و صفايت

يارب ما چشم انتظاران مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف تو هستيم .

مي نويسم بهر مولاي خوبم ، اي گل زهراء سلام الله عليها ، اي نگار نازنين ، هزار و اندي سال از ولادتت مي گذرد و هنوز ما چشم انتظار ديدار تو هستيم ، مي نويسم تا که شايد يک نظر بر ما نمايي ، تا که شايد ذره اي از درد فراق را بازگو کنم .

خدايا :

ما که عاشق نشديم تا درد عشق را بفهميم پس به ما بياموز که عاشق باشيم و در عشق بسوزيم.

هر کس به درد عشق مبتلا شد جز وصل او را درمان نيست .

خدايا:

مهدي فاطمه سلام الله عليها همان آشناي ديرينه است که در نگاه اول غريبه است .

مهدي زهراء سلام الله عليها همان غريبه آشنايي است که در دل هر عاشقي آشيانه کرده است.

خدايا :

اگر يعقوب در فراق يوسفش نابينا شد ، تو برايش پيراهن يوسف را فرستادي .

اگر قوم بني اسرائيل دچار فراق شدند، اما بعد از چهل شبانه روز ناله و ندبه ، بالاخره موسيِ عمران را برايشان فرستادي .

اما هزار سال از غيبت مولاي ما مي گذرد ....

الهه من :

عاشقان آواره صحرا گشتند ، عابدان آيه « امن يجيب » ذکرشان شد ، افلاکيان سر به فلک گماردند ،ذاکران دعاي « اللهم کن لوليک » لقلقه زبانشان شد و ذکر« مهدي بيا » زمزمه لبانشان، زمينيان کمر همت بر ساختن مساجد و حسينيه ها به نام مولايشان کردند..... تا که شايد او بيايد.

بارالها:

خورشيد هستي بخش جز تاباندن نور خود هيچ خاصيتي ندارد ، مهتاب تابان جز روشن کردن شب تاريک و ظلمت کار ديگري ندارد ،

ابرهاي پر بار جزبا ريزش باران احساس راحتي ندارند.

گلهاي بهاري هيچ خواصي جز رساندن بوي خوش ندارند و بادها وزش نسيم کار آنهاست .

خدايا :

تو به خورشيد : بگو که وقت تابيدنش پرتوي از نور خورشيد مکه را براي ما بتاباند، به نسيم بگو : که وقت وزيدنش بويي از پيراهن يوسف زهراء سلام الله عليها بياورد.

خدايا :

به ماه بگو: که در مهتاب خود عکس صاحب خورشيد مکه را بيندازد .

به گلها بگو: فقط بويي از گل نرگس براي ما بياورد.

به ستاره ها : بگو که در آسمان راهي رل نشان دهند که خورشيد مکه در آن سمت است .

به درختان سرو قامت بگو : که رو به سمتي تعظيم کنند که يوسف فاطمه سلام الله عليها در آنجاست .

معبودم :

عاشورائيان با فرارسيدن محرم مست ساقي کربلا مي شوند ، اما ما مهدوي ها نه فقط با رسيدن نيمه شعبان بلکه هر جمعه که از راه مي رسد خود را اسير زلف يار مي بينيم .

خدايا :

در هر گوشه و کناري از ديار عاشقان انتظار ، صبح جمعه با زمزمه هاي « اين الحسن و اين الحسين » ، بدين طريق مرهمي بر زخم هاي کهنه خويش مي گذارند .... تا که شايد او بيايد .

خدايا :

گويند غروب جمعه دلگير ترين غروب است زيرا که مولاي ما باز هم بايد در پس پرده غيبت بماند.

در غروبهاي جمعه حتي نغمه آواز پرندگان هم نغمه دلتنگي است ، و آواي فرق سر مي دهند .

الهي :

تشنگان انتظار به هر نوعي شده مي خواهند خود را سيراب کنند، اما سيراب نمي شوند ، چونکه عطش منتظران فقط با « ظهور» رفع مي شود .

خدايا :

آن امام هُمام ، مهدي منتظر در انتظاري طولاني نشسته است .

ولي

ما خود دانيم سبب اين غيبت طولاني چيست ؟

اعمال بد ما شيعه است . ليکن از کرده خود پشيمان و شرمسار هستيم و همگي به حال اضطرار افتاده ايم .

يارب الحسين :

تو که شفاي بيماران حسيني را در تربت خاکش قرار دادي و شفاي ما منتظران را در بوي پيراهن يوسف زهراء سلام الله عليها قرار دادي .

اي مهربانترين :

تويي که آيه « امن يجيب » را مستجاب مي کني .

پس :

به حق عمه اش زينب کبري سلام الله عليها آن عزيز غائب از نظر را برسان .
 

برای خواندن بقیه دل نوشته ها به ادامه

مطلب رجوع کنید
 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/11/22ساعت 19:42  توسط محمد مهدی | 
                حضرت آیت الله العظمی صافی

 

 

                        

              

 

حضرت آيت اللّه العظمى آقاى حاج شيخ لطف‏اللّه صافى(مد ظله العالى)، فقيه، اسلام شناس و انديشمند بزرگ معاصر، در شهر گلپايگان، قدم به صحنه هستى نهاد.

والدين

پدر او عالم عارف، مرحوم آيت اللّه آخوند ملا محمّد جواد صافى، (متولد 1287 هـ.ق) بود كه علاوه بر تخصّص، تحقيق، تأليف و تدريس در گرايش‏‏هاى مختلف علوم اسلامى مانند فقه، اصول، كلام، اخلاق، حديث و ... ، در زمينه هنرهاى ارزشمندى چون شعر و خوشنويسى نيز سرآمد بود. زهد، تقوى، عشق به ولايت و فضيلت‏هاى علمى اخلاقى آن بزرگ مرد، از يك سو و مواضع قدرتمندانه او در سنگر امر به معروف و نهى از منكر و جبهه گيرى‏هاى صريحش در برابر افكار انحرافى، غيرمتديّنان، ظالمان و جابران آن روزگار از سويى ديگر، هر قدر كه مردم گلپايگان را شيفته و مطيع محض او مى‏نمود، هيأت حاكمه، خوانين و زورگويان را در برابرش شكننده‏تر مى‏كرد؛ چنان كه آنها هميشه او را سدّ راه اعمال خلاف شرع و بدعت‏گذارى‏هاى خود ديده و تا زنده بود از غيرت دينى و خشم الهى او مى‏ترسيدند.

آفتاب عمر آن عالم جليل القدر در افق عصر 27 رجب سال 1378 هـ.ق، مصادف با شب شهادت حضرت امام موسى كاظم، عليه السلام، غروب كرد.

مادر او بانوى فاضله، شاعره و عاشق اهل بيت، عليهم ‏السّلام، فاطمه خانم، دختر حضرت آيت اللّه آخوند ملا محمّد على، بود.

از ويژگى‏هاى بزرگ معنوى، اخلاقى، كه در وجود آن مرحومه، متبلور بود، مى‏توان به تعبد، اخلاص، تقوى، معرفت به حضرت حق، شجاعت، صراحت لهجه، شوهر دارى كم‏نظير و اهتمام در تربيت كودكان، راز و نياز خاشعانه و ذكر و دعا و نماز شب اشاره كرد.

تحصيلات

آيت اللّه العظمى صافى، در نوجوانى قدم به وادى علم و معنويت، حوزه، نهاد و ميهمان صفاى حلقه‏هاى صميمى درس و بحث و مَحرَم شور وصف‏ناپذير مناجات نيمه شب پاكباختگان حوزه شد. ابتدا در گلپايگان، كتب پايه ادبيات عرب را نزد عالم جليل القدر، مرحوم آخوند ملا ابوالقاسم مشهور به «قطب» آغاز كرد و ادامه مباحث ادبيات، كلام، تفسير، حديث، فقه و اصول را تا پايان سطح در همان‏جا پى گرفت و در اين مدت حجم وسيع كتب مهم رشته‏هاى مذكور را نزد پدر بزرگوارش، حضرت آيت اللّه آخوند ملا محمّد جواد صافى آموخت. در سال 1360 هـ.ق، گلپايگان را با دنيايى از خاطره‏هاى شيرين دوران كودكى و نوجوانى و لذت حضور در كنار پدر و مادرى مهربان و دلسوز، كه اكنون از حسرت فراق او پريشان بودند، ترك كرد و رنج مشكلات هجرت به قم را پذيرا شد، تا با حضور در مجلس درس و بحث اساتيد بزرگ حوزه علميه قم به تكميل تحصيلات و تحقيقات خود بپردازد.

ايشان چند سال بعد به نجف اشرف مشرف شد و در آن‏جا نيز از محضر مراجع عاليقدر آن حوزه، براى يك سال بهره‏مند گشت.

هوش و استعداد فوق‏العاده و تلاش و جديّت در امر تحصيل او را مورد علاقه خاص اساتيد بزرگ قم و نجف قرار داد. حضرت آيت اللّه العظمى صافى پس از آن مجدداً به قم بازگشتند و بيش از پانزده سال حلقه‏نشين مجلس درس و بحث و اخلاق و عرفان مرجع پرافتخار شيعه، حضرت آيت اللّه العظمى بروجردى و نيز يكى از مشاورين ويژه و برجسته و از اصحاب خاص استفتاء آن بزرگوار گشت و آن مرحوم، نظر به توانايى والاى علمى آيت اللّه العظمى صافى، پاسخگويى به سوالات مهم و حساسى از فقه و كلام شيعى و نيز نگارش كتاب ارزشمندى درباره مهدويّت را كه منتخب‏الاثر نام گرفت، به ايشان واگذار كردند.

از اساتيد مهم آن بزرگوار در قم، مراجع تقليد، آيات عظام: سيد محمّد تقى خوانسارى، حجّت، صدر، بروجردى و در نجف، آيات عظام: شيخ محمّد كاظم شيرازى، سيد جمال‏الدين گلپايگانى و شيخ محمّد على كاظمى را مى‏توان نام برد.

                          

 

 

ويژگيهاى آيت اللّه العظمى صافى‏

زهد، تقوى، اخلاص، قناعت، توكل، سعه صدر، صراحت لهجه و امر به معروف و نهى از منكر، از ويژگى‏هاى مهم روحى - اخلاقى اين فقيه وارسته است.

وجودش، درياى بى‏كرانه عشق به انوار مقدس ائمه معصومين، عليهم‏السّلام، است و هر پگاه بعد از نماز، در دعاى عهد، مى‏توان ترنّم تمنّاى دل شيداييش را در نغمه «العجل العجل يا مولاى يا صاحب الزمان» شنيد و او را عصرهاى جمعه، ميان خيل عاشقان مهدى (عج)، ميهمان لحظه‏هاى پر معنويت مسجد جمكران، ديد.

تدريس، تحقيق و تسلط در زمينه علوم متنوع اسلامى همچون فقه، اصول، كلام، حديث، رجال و ... ، تأليف حدود هشتاد اثر ارزشمند و محققانه به زبان‏هاى فارسى و عربى كه بعضى از آنها به چند زبان ديگر نيز ترجمه شده، از ويژگى‏هاى علمى ايشان است.

برخوردارى از چنين موقعيت‏هاى والاى علمى، ايشان را در حوزه علميه قم، در رديف ممتازين قرار داد و بزرگانى چون آيات عظام: سيد جمال‏الدين گلپايگانى، بروجردى، امام خمينى و سيد محمد رضا گلپايگانى و بعضى ديگر، مقام بلند علمى - معنوى او را ارج نهادند؛ و آيت‏اللّه العظمى سيد جمال‏الدين گلپايگانى در حدود 45 سال پيش، اجتهاد متين و اوج مقام فقهى آيت اللّه العظمى صافى را طى مكتوبى مهم، اعلام كرد.

ايشان، سالها از طرف مرحوم آيت اللّه العظمى بروجردى و پس از ارتحال آن بزرگوار، از معدود كسانى بود كه مسووليت امتحان فضلاى حوزه در سطح عالى و درس خارج را داشته و شمارى از مجتهدان كنونى و مدرسين حوزه علميه قم، نزد معظم‏له امتحان داده‏اند.

اين فقيه گرانقدر، علاوه بر موارد مذكور، مطالعات گسترده‏اى در زمينه ادبيات و تاريخ اسلام و ايران داشته و ضمن آشنايى با قالب‏هاى گوناگون شعرى، در سرودن شعر نيز مهارت كامل دارند.

اين مرجع فرزانه، حتى اكنون نيز با تمامى مشغله‏هاى موجود، اخبار و مسائل دنيا و بالخصوص جهان اسلام را هر روز با دقت تمام از طريق رسانه‏هاى گروهى دنبال كرده و بنا به اطلاعات وسيع تاريخى - سياسى، از قدرت تحليل بالايى در زمينه رويدادهاى منطقه‏اى، جهانى و دنياى اسلام برخوردار است و مصداق واقعى «عالِم به زمان» مى‏باشد.

قبل از پيروزى انقلاب اسلامى، حضور در صحنه‏هاى مختلف مبارزه با رژيم ستم‏شاهى باعث حساسيت ساواك، نسبت به اين فقيه آگاه گشت و بالاخره به توقيف يكى از كتب ايشان كه حاوى مطالبى در نقد فساد رژيم شاه بود، منجر شد. در همين حال نشر بعضى كتب مهم حضرت آيت اللّه العظمى صافى كه در دفاع از تشيع نگاشته بود نيز، در بعضى از كشورهاى عربى ممنوع شد و بدين صورت دولتمردان اين كشورها همسو با برخى مزدوران قلم بدست استعمار، نتوانستند خشم خود را از نوشته‏هاى آگاهى بخش و بيدار كننده‏اش، پنهان نمايند.

با پيروزى انقلاب اسلامى ايران، ايشان در سال 1358 هـ.ش، به عنوان عضو مجلس خبرگان اوّل، انتخاب و در سال 1359 هـ.ش، از سوى حضرت امام خمينى (قدس سره) به عضويت شوراى نگهبان منصوب شد و هشت سال به عنوان دبير شوراى نگهبان، منشأ خدمات ارزنده‏اى به نظام مقدس و مردم عزيز گشت، و در پاسدارى از حريم اسلام و قرآن، لحظه‏اى ترديد به خود راه نداد.

حضرت آيت اللّه العظمى صافى، كه حداقل از دو دهه قبل، با وجود داشتن تمامى شرايط مرجعيت، كريمانه از آن گذشته بود، با ارتحال حضرت آيت اللّه العظمى گلپايگانى، قدس سره، در آذر ماه 1372 هـ.ش، بنا به تقاضاهاى مكرّر و اصرار پى در پى علما و مردم، بالاخره تصدى مرجعيت را پذيرفت و اكنون به عنوان يكى از مراجع عمده، و اركان اصلى حوزه علميه قم، به شمار مى‏رود.

  

برای مطالعه دیدگاههای حضرت آیت الله العظمی صافی


                    بر ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/11/21ساعت 19:13  توسط محمد مهدی | 
توبه، استغفار، تقوا، اجتناب از محرّمات، اهتمام در حلّيت غذا، پوشاك، مسكن، كسب، شغل و انجام عبادات و رياضات شرعيه از نماز، دعا، ذكر خدا، روزه، حج، اداى زكات و ساير حقوق شرعيه و احسان به والدين، احترام معلم، صله رحم، كظم غيظ، ياد موت، زيارت مشاهد و قبور، اعتبار از حوادث روزگار، مجالست با نيكان و علما و بيشتر هدايتها و ارشادات دينى كه يا به عنوان واجب يا مستحب يا حرام يا مكروه عنوان شده است، همه اسباب صفاى باطن، كمال نفس، تزكيه و تحليه است، همه سير و سلوك است و مخصوصاً اعتقادات صحيح معرفة الله، معرفت انبياء، معرفت ائمه و ساير معارف كه بر اساس توحيد و ايمان به عالم غيب و جزا و پاداش و معاد، استوار است.

  ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/11/20ساعت 20:57  توسط محمد مهدی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
غربت هجران را سببي نسيت جز كردار ما ! ببين ؛ چه غافلانه غربتش را

پذيرفته ايم و در صحرا هاي سوزان كنج عزلت گرفته ايم . اي عصاره ي انبيا

و اوليا مارا به اميد خودمان وامگذار كه لحظه اي نمي توانيم قدم از قدم

برداريم.يا ابا صالح ادركني

پیوندهای روزانه
پسر دکتر احمدی نژاد علیرضا
امام مهدی
اطلاع رسانی موعود ادیان
سایت مهدیه تهران
مطالعه اینترنتی و دانلود آثار حضرت آیت الله العظمی صافی
زندگی نامه مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی سید محمدرضا گلپایگانی ره
سایت آیت الله العظمی وحید
سایت حدیثی یک دوست
پایگاه اطلاع رسانی مرجع عالیقدر حضرت آیت‌الله العظمی صافی
سایت خبری جالب شیعه
تصویر زنده از حریم ملکوتی امام رضا (علیه السلام)
تصویر زنده از حریم ملکوتی امام حسین (علیه السلام)
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
خرداد 1388
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
مهر 1386
شهریور 1386
اردیبهشت 1382
آرشیو موضوعی
پیام کوتاه مذهبی
امام حسین
حضرت آیت الله العظمی صافی
امام آخر جهانیان مهدی
روش تبلیغ دین از زبان حضرت آیت الله العظمی صافی
پیوندها
ما که افسرده حالم چون ننالم ، شکسته پر و بالم چون ننالم (گرسویی)
امشب دل بیدارم دارد سحری دیگر‌ ، و ز زمزمه‌ام بر دل ماند اثری دیگر (گرسویی)
امید آخر دلهای داغ دیده بیا ، بیا تو ای شب اندوه را سبیده بیا (گرسویی)
در راه رسیدن به توگیرم که بمیرم ، اصلاً به تو افتاده مسیرم که بمیرم (گرسویی)
اگر ز کوی تو بویی به رساند باد ، تمام هستی خود را به باد خواهم داد (گرسویی)
مهدی بیا ، مهدی بیا ، گل باصفاست اما بی تو صفا ندارد (گرسویی)
بی تو در محفل ما شور و صفایی نبود ، بر دل ما به خدا عقده گشایی نبود (گرسویی)
درد دلی با امام زمان(عجل الله) ( حمید علیمی )
مناجات با امام زمان(عج) - آقاجونم، مهربونم، كي مياي دردت به جونم ...
نوحه عربی فارسی "انا مظلوم حسین ، انا محروم حسین"( مداح : نزار القطری)
یا رب ... ( نزار القطری )
کسی که راهی جنونه ، زیاد تو دنیا نمی‌مونه ، امشب بيداره دلم ، آروم نداره دلم(محمود کریمی)
زیارت آل یاسین (فرهمند)
دعای عهد (فرهمند)
بخواب آرووم عزیزم (فوق العاده زیبا)
تو قدر آب چه دانی ... (فوق العاده زیبا)
من گدای درگه شما هستم ... (استثنایی)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM